eitaa logo
مـُـدافِعان‌‌ِحـَC᭄‌ــرَم🇮🇷🇵🇸
20.6هزار دنبال‌کننده
16.9هزار عکس
11.6هزار ویدیو
229 فایل
﷽ بہ‌عشق امام‌حسین‌؏♥️ اینجاقراره‌ڪہ‌فقط‌ازشھدادرس‌زندگۍبگیریم♥! مطمئن باشید شھدا دعوتتون ڪردند🕊 پس #لفت‌ندید.😊 #باحضورافتخارےخانواده‌معظم‌شهدا🌷 @Sarbazvalayat6 خادم کانال👆👆
مشاهده در ایتا
دانلود
مـُـدافِعان‌‌ِحـَC᭄‌ــرَم🇮🇷🇵🇸
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
@Maddahionlin1_942927450.mp3
زمان: حجم: 6.37M
☁️🌱 • السلام‌علیڪ‌یاصاحب الزمان .عج‌الله.🕊 •
🍂در آرزوی تو هستـــم ای همیشه نورانی اسیـــر زلــف تو هستم نگفتـــه میدانی... 🍂شمیــم عطــر تـو در بــاغ لالـه میپیچد عزیز گمشــده در ڪوچه های ظلمانـی... تعجیل در فرج مولایمان صلوات 🌙 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
9.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
°•🌱| 📹زیاࢪٺنامه‌تصویرۍشهدا ﴿هدیه‌بࢪوح‌مطهࢪشهداۍدفاع‌مقدس، شهداۍمدافع‌حࢪم‌صلواٺ﴾ 🕊الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ🌿 مدافعان‌حࢪم
•°🌱 🌱 🌱 💗 تو ڪہ درد آشناے اهــل دردے تو ڪہ دستـــــ ڪسے را رد نڪردے بگو حالا ڪہ دلهامان شڪستہ استـــــ دلتـــــ مےآید آیــا برنگردے؟
• موتورش را کنار خیابان نگه داشت و به طرف زن بدحجاب رفت! کم مانده بود چشمان علی از حدقه بیرون بزند. اسدالله مقابل زن ایستاد و گفت: خانم ببخشید! شما این وقت شب اینجا کنار خیابون چه کار می کنید؟! زن با غمزه نگاهی به سر و وضع اسدالله انداخت و با خنده گفت: دارم کاسبی می کنم! منتظر مشتری ام... تو و رفیقت مشتری هستید؟ ارزون حساب می کنم تا مشتری دائمی شید! صورت اسدالله سرخ شد، گفت: قیمتت چقدره! شبی چقدر کاسبی می کنی؟! با این حرف اسدالله نزدیک بود علی سکته کند. عقب عقب رفت و افتاد داخل جوی آب! زن گفت: به به... برادر شما هم بله! الکی ریش می ذاری؟! رد گم کنیه مارمولک؟! حالا چون پسر خوبی بودی و رفتی سر اصل مطلب امشب رو ارزون حساب می کنم! صد تومن خیرشو ببینی! اسدالله دست در جیب لباسش کرد و مبلغی پول بیرون آورد، رفت سمت علی و گفت: سی تومن بده! علی داشت قبض روح می شد و زبانش بند آمده بود. به سختی گفت: آقااسدالله! جون مادرت ما رو بی خیال شو! من نون حلال خوردم توی عمرم از این کارها نکردم به امام حسین (ع). اسدالله گفت: «چرا چرت و پرت می گی؟ پول داری یا نه؟!» به زور پول را از علی گرفت و رفت طرف زن. علی بلند فریاد زد: من راضی نیستم! اسدالله هم گفت: مهم نیست! راضی می شی.... اسدالله رفت طرف زن و پول را به او داد و گفت: بفرمایین! صد تومنه، این هم روزی امشب شما! حالا تشریف ببرید منزل، کنار خیابون خطرناکه.... آمد طرف موتور و سوار شد، علی نگاهی به زن انداخت. حال او هم دست کمی از حال علی نداشت. هر دوی آن ها از کار اسدالله شاخ درآورده بودند. اسدالله گفت: سوار نمی شی برادر؟ علی با شرمندگی سوار شد و راه افتادند. برگشت به طرف زن، همچنان مات و مبهوت به آن ها نگاه می کرد و بعد راهش را گرفت و رفت. علی را تا جلوی در خانه رساند؛ از شرمندگی در طول مسیر نتوانست کلمه ای حرف بزند! جلوی در خانه خواست از رفتارش و فکرهایی که درباره اسدالله کرده معذرت خواهی کند که اسدالله دستش را جلوی دهان علی گرفت و گفت: هیس! داستان امشب رو فراموش کن، شتر دیدی ندیدی. خداحافظی کرد و رفت. فردا شب جلوی مسجد سی هزار تومن پول را گذاشت داخل جیب پیراهن علی. تا علی خواست حرفی بزند، اسدالله دستش را گرفت جلوی دهانش و گفت: هیس! شتر دیدی ندیدی.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃🌹 آغاز روزمان را مزین میکنیم به کلام روحبخش و دلنشین قرآن 🌹🍃
°•🌱 🌱فراز 《۳》 ✨ …جَلَّ أن تُدرِكَهُ الأبصارُ و هو يُدرِكُ الأبصارَ و هو اللَّطيفُ الخَبيرُ . لايَلحِقُ أحَدٌ وَصفَهُ مِن مُعايَنَةٍ و لايَجِدُ أحَدٌ كَيفَ هُو مِن سِرٍّ و عَلانِيَةٍ إلّا بِما دَلَّ عَزَّوجَلَّ عَلي نَفسِهِ و أشهَدُ أنَّهُ اللّهُ الّذي مَلَأ الدَّهرَ قُدسُهُ و الّذي يَغشي الأبَدَ نورُهُ و الّذي يُنفِذُ أمرَهُ بِلا مُشاوَرَةِ مُشيرٍ و لا مَعَهُ شريكٌ في تَقديرِهِ و لا يُعاوَنُ في تَدبيرِهِ… 🔹...دیده ها را بر او راهے نیست و اوست که دیده ها را دریابد و اوست بر پنهانےها آگاه و بر کارها دانا ؛ از دیدن ، کسی وصفش را نیابد و بر چگونگے او از نهان و آشکار دست نیازد ؛ مگر او - عزوجل - راه نماید و خود را بشناساند ؛ گواهے مےدهم که او "الله" است ؛ همو که تنزّهش سراسر روزگاران را فراگرفته و پرتواش ابدیّت را شامل است ؛ فرمانش را بے مشاور اجرا کند و تقدیرش را بے شریك امضاء و هستے را بی یاور سامان دهد … 📢 مبلغ غدیر باشیم……
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا