بعد از اینکه کیسه رو دوختیم
برای اینکه نمکها توش پخش بشن
من دو تا درز بلند هم وسط این کیسه دوختم.
و داخلش رو با #نمک_طبیعی
پُر کردم.
❌️یه موقع از نمکتصویهشده یددار استفاده نکنید اون خواص رو نداره!
#کیسه_نمک
پ.ن: درسته سطلِ ماستِ، ولی توش نمکِ🤭
https://eitaa.com/parastarane_ir
بعدش هم بصورت دستدوز بالاش رو میدوزیم.
چون وقتی پر از نمک بشه، دیگه براحتی زیر چرخخیاطی نمیره
اینجا آموزش خیاطی هم داریم😄
#کیسه_نمک
https://eitaa.com/parastarane_ir
روی شوفاژ
روی بُخاری
یا هر حرارتِ ملایم دیگهای گرمش کنید.
من شعله گاز رو کم کردم و تابه روش گذاشتم تا داغ شد و توی تابه کیسه رو قرار دادم تا گرمِ گرم بشه🔥😇
بلورهای نمک، گرما رو تا مدت زیادی در خودشون نگهمیدارن.
و این #کیسه_نمک گرم آمادهست تا روی هر عضوی از بدن قرار بگیره،
و سردی و بلغم رو از اون عضو دور کنه.
https://eitaa.com/parastarane_ir
امشب هم یه بیمار با شکایتِ دردِ سنگِکلیه داشتیم،
دکتر گفتن برای تسکین دردِ این بیمارها
میشه محل کلیهها رو گرم نگه داشت،
تا حالبها اتساع پیدا کنه
و سنگ راحتتر دفع بشه
منم به یاد #کیسه_نمکم افتادم🙃
اینم یه موردِ کاربردِ دیگه...
https://eitaa.com/parastarane_ir
بریم برای یه بیمارِ سرماخوردهی تبدار
یه دمنوش ضدِ تب
درست کنیم...
دمکرده عناب و شکرسرخ 🥃
https://eitaa.com/parastarane_ir
چند تا دونه عناب
(من چون عناب نداشتم از حبعناب استفاده کردم.)
حبِ عناب، همون عنابِ کوبیده شدهست.
یک قاشق شکر سرخ
اینهارو با یک لیوان آب
روی شعله گاز میذاریم تا چند تا قُل بزنه.
#دمنوش_عناب_شکرسرخ
https://eitaa.com/parastarane_ir
برخلاف بیشتر داروها،مزه خوبی هم داره🤭
#دمنوش_عناب_شکرسرخ
هر چند ساعت یکبار مصرف بشه
برای بهبود و کاهشِ تب
https://eitaa.com/parastarane_ir
شبکاریِ قبلی رفته بودم اعزام
ساعت سهونیمِ نیمهشب🙄 از اعزام برگشتم.
یه پسربچه دو ساله
با آبجوش
دچار سوختگی شده بود،
سوختگی ۴۶ درصد.
پدرِبچه، شهرِ دوری سرکار بود.
فقط مادرش همراهش بود.
که مادر هم، باردار بود.
و خدا میدونه چقدر فشار روحی به این مادر باردار وارد شده بود.
قبل از اعزام
مادرش رو صدا زدیم
که برای رضایتِ اعزام
امضا و اثرانگشت بزنه
دیدم دستاش میلرزه
و چهره هم آشفته و وحشتزده
و البته حق داشت!
باردار بود
تنها بود
همسرش نبود
و جگرگوشه دوسالهش
با اون وضعیت
توی دستش...
https://eitaa.com/parastarane_ir
در طول مسیر
از توی شیشه
مادر و بچه رو نگاه میکردم.
بین راه آمبولانس ایستاد
پمپ بنزین
منم پیاده شدم
رفتم عقبِ ماشین
به مادرِ بچه گفتم:
من از بچههای بخش پرسیدم
گفتن سوختگی بچه، سطحی هست
نگران نباش.
باورتون نمیشه
همین رو که بهش گفتم
انگار رویِ آتش درونِ این مادر
آب ریختن!
ذوق کرد،
شروع کرد سوال پرسیدن:
- میترسم جاش روی صورتش بمونه؟
- الآن چرا بدنش ورم کرده؟
و...
منم گفتم:
شما نوک انگشتت با لبه تابه هم بسوزه، ورم میکنه، طبیعیه
کیسِ اطفال
با سوختگی ِدر این سطح
من دیدم، خوب شده، جاشم نمونده
نگران نباش، امید به خدا
فقط یه مدت مراقبت میخواد.
دلم برای بچه میسوخت
حرفهایی که به مادرش گفتم
فقط تا حدووودی صحت داشت!!!
اما لازم بود که این حرفهارو بشنوه
وگرنه معلوم نبود،
تا وقتی برسیم
ترس و اضطراب
چه بلایی سرِ این مادر بیاره...
خیلی خوشحال شد
لبخند زد و تشکر کرد🥲
https://eitaa.com/parastarane_ir
گاهی اوقات،
ترس
استرس
اضطراب
و شوک
برای یه اتفاق
یا یه خبر
ممکنه بلایی بر سرِ اون فرد بیاره
که از خودِ اون اتفاق بدتر باشه!
حواسمون باشه
اینجور مواقع،
مسئولیتِ کلماتی که از دهان ما خارج میشن،
از همیشه سنگینتره...
https://eitaa.com/parastarane_ir