در زمانيكه امت بپاخاسته و مسلمان ايران و بخصوص نسل جوان تشنه اسلام، آماده فراگيري هرگونه اعتقادي بودند، گروههاي مختلف در قالبهاي گوناگون در مسير انديشههاي اين تشنگان قرار گرفته و با عناوين و القاب فريبنده توانستند مريداني براي خويش بسازند و نقشههاي استعمار و كفر جهاني را بار ديگر در ايران اسلامي پياده كنند. ولي از آنجا كه خداوند متعال اسلاميت اين انقلاب و قيام به حق مردم را تضمين نموده است اين مكر و حليهها به خودشان بازگشت. در چنين اوضاع و احوالي شهيد دكتر عبدالحميد ديالمه براي تداوم خط فكري استاد شهيد مرتضي مطهري و با توجه به قدرت ايماني كه در وي بود او را قادر ساخت تا در برابر تمامي توطئههاي پس از انقلاب در محيط دانشگاه ايستاده و اسلام اصيل را نشان دهد و كجرويها را راست كند.
شهيد دكتر ديالمه جريانات انحرافي منافقين را نه تنها پس از انقلاب كه در واقع در سال پنجاه و چهار با انتشار اعلاميههايي در سرتاسر دانشگاه مشهد به عموم مبارزين هشدار داده بود.
وي در مقابل برچسبها و انگهاي گوناگون، مقاومتي سختتر از مقاومت كوه داشت. چرا كه «المؤمن اصلب من الجبل». چنين بود كه توانست بيوقفه و بدون ترس و هراس از سرزنشكنندگان، راه خويش را ادامه دهد «و لا يخافون لومة لائم (مائده 54)». آري قدرت بيان او در تبيين و تفهيم و تشريح مسائل و احتياجات فكري جوانان دانشگاهي و غيره را چه كسي ميتواند ناديده انگارد؟