شهيد از ديدگاه مادر ش:
«اديك» پسر عاقل، خوب و مهرباني بود. من داراي 5 فرزند بودم: 3 پسر و 2 دختر. «اديك» بچه سوم من بود. «ماركار» اولين فرزندم بود و خيلي هم شلوغ!. فرزند دوم، دختر بود و «اديك»، فرزند سوم، انگار هديه خدا بود. پسر بسيار با محبت، خوب، عاقل و مايه سرافرازي خانواده ما بود و با همان غرور نيز، از ما جدا شد. او ورزشكار بوده و عضو تيم واليبال بود. با وجود جواني، او از تمام جوانب، يك انسان به تمام معنا بود و من ميتوانم بگويم كه او يك «شهيد ملي» بود. «اديك» فردي نبوده كه به تكريم و بزرگداشت نياز داشته باشد: ما به خاطر وجود شهيدان است كه زنده هستيم.
اديك پسر سر به راه و مرتبي بود. تمام بچه هاي من اين طور هستند (هرسه پسرم).من از خانواده فقيري بوده ام، ولي به واسطه وجود فرزندانم، خيلي به خود ميبالم. آن ها باعث غرور و سربلندي من بوده اند. من پيش هر فردي هم كه بوده ام، اگر چه نميتوانستم خوب حرف بزنم، ليكن به خاطر بچه ها هميشه از تمام جهات سربلند بودم، «ماركار» (نرسسيان)، سالها عضو تيم فوتبال بوده و «اديك» نيز در تيم واليبال بازي ميكرد. او در تمام طول زندگي، بچه سربراه و آرامي بود. او از سن خودش خيلي «بزرگ تر» بود، يعني خيلي بيشتر از سن خودش ميفهميد. الان شما در اين محله، يا هرجاي ديگر راجع به «اديك» سؤال كنيد، آن ها به شما از خوبي او خواهند گفت. آنها، بيشتر از من راجع به «اديك» به شما خواهند گفت. او براي همه شناخته شده بود و هيچ وقت مسئله اي برايم به وجود نياورد كه باعث نگراني من شود. من نميتوانم آن طور كه بايد از «اديك» بگويم يا از كلماتي استفاده كنم كه لايق وي باشد».
آثارباقی مانده از شهید
اگر من شهيد شدم، مادرم وارث من ميباشد.
باشگاه ورزشي «آرارات» سالها به ياد و بزرگداشت «اديك نرسسيان» مسابقات مختلفي را برگزار كرده است. هم اينك تصوير شهيد «اديك نرسسيان» نيز در محل دفتر باشگاه «آرارات» قرار دارد.