مادر شهید علیاکبر فاطمی نیری به ذکر خاطراتی از فرزند شهید خود پرداخت و گفت: شهید علیاکبر با سایر فرزندانم متفاوت بود، از سه سالگی نماز میخواند، ۷ سالگی علیرغم مخالفتهای من و پدر مرحومش روزه میگرفت و همپای ما رنج گرسنگی و تشنگی را به جان میخرید تا موقع افطار که حتی بارها شخصاً مشاهده کردم که غذای خود را با بچههای بیبضاعت همسایه نیز شریک میشد.
وی گفت: شهید علیاکبر لحظهای در احسان و نیکی به دوستان، همسایگان و هممحلهایها از پای نمینشست، با مبلغ اندکی که به عنوان پول توی جیبی پدرش در اختیار او میگذاشت حوائج و کمبودهای دوستان هم سن و سال خود و حتی در دوران جنگ مایحتاج خانوادههایی که سرپرست آنها در جبهه بودند، تأمین میکرد و حتی مواقعی میشد که من متعجب از او میپرسیدم که تو پول کمی در اختیار داشتی پس چطور توانستی فلان کالای مورد احتیاج دوستانت را خریداری کنی؟ در جواب به من میگفت خدا خودش پول احسان و نیکوکاری را فراهم میسازد.