کنج حیاط خانه خود،بین بسترش/بانو رسیده بود به ساعات آخرش/خیره به گوشه ای شده بود و،یکی یکی/رد می شدند خاطره ها از برابرش/با آن کهنه یادگاری خونین دلبرش/هر روز،روضه داشت،در حسینییه دلش/یک سال ونیم،میل تبسم نکرده بود/این مدتی که بود بدون برادرش/یک سال ونیم بود،که او،آب رفته بود/یعنی که بیشتر شده بود عین مادرش/وقت سفر چقدر غریبانه پر کشید/مثل حسین،سرور و سالار بی سرش... رحلت حضرت زینب کبری سلام الله علیها را محضرتان تسلیت عرض می نمایم