پیکر سید حسن، در یک قسمت کویری شهر خان طومان در بخش‌های حضور دشمن و مناطق ممنوعه، دفن شده بود. چشم‌شان به این پارچه سبز می‌خورد؛ ابتدا تصور می‌کنند گیاه است. از آنجاکه در آن منطقه کویری هیچ گیاهی رُشد نمی‌کرده، به شک می‌افتند و احتمال می‌دهند پیکری از شهدا در آنجا دفن شده باشند. شال سبزی که به کمر برادرم گره خورده بود را از زمین بیرون می‌کشند و جسد تفحص می‌شود. به برکت وجود پیکر سید حسن، یازده شهیدی که مدتها در آنجا بصورت گمنام دفن شده بودند تفحص می‌شوند و از گمنامی درمی‌آیند. میان این پیکرها، تنها بدن سید حسن سالم مانده بود. وقتی پیکرش را به بهشت رضا (ع) آوردند تنها شهیدی بود که کاملا سالم مانده بود و فقط پدرم بعد از دیدن پیکر سید حسن گفت: قسمت راست سرش تیر خورده بود.