آن گاه که نامردمان روزگار، شيپور جنگ را به صدا در آوردند و طبل تجاوز را کوبيدند قصد جبهه کرد ولي کمي سن و سال، سد راهي براي حضور او در صحنه هاي نبرد شد. با اين وجود با عزم و اراده اي مصمم راه چاره مي جست و به پيشنهاد يکي از دوستان راهي شيراز شد و از آنجا به صف غوغا گران معرکه، مردان روزگار پيوست و در گروه جنگ هاي نامنظم حضور يافت. ماههاي متوالي دوشادوش شهيد گران قدر دکتر مصطفي چمران در شکست محاصره بستان حماسه آفريد. با شهادت دکتر چمران بر بالين او حاضر شد و شهيد چمران را به پشت جبهه منتقل کرد