شهيد سيد محمد ميرقيصري، حضور در جبهه را براي خود توفيقي بزرگ مي داند و در دفتر خاطرات خود مي نويسد: «تقريباً هيجده ساله بودم که خداوند توفيقي داد و در درون من دگرگوني عجيبي رخ داد و توانستم خويش را از بندِ بندگي و رذالت دنيوي نجات داده و رو به سوي دانشگاه مهدي زهرا (عج) آورم. اولين باري که به جبهه رفتم به جمع نيروهاي ستاد جنگ هاي نامنظم شهيد چمران ملحق شدم. حدود شش ماهي در ستاد بودم که توانستم بهترين استفاده ها را ببرم.» وي پس از بازگشت از جبهه به جمع نيک انديشان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي پيوست و با احساس وظيفه اي مضاعف دوباره به جبهه رفت و تکليف دفاع از انقلاب و ميهن اسلامي را به بهترين صورت ممکن انجام داد. در دوران پاسداري چندين نوبت دواطلب عزيمت به ميدان هاي نبرد شد. در عمليات والفجر چهار مجروح و مدتي را در بيمارستان بستري شد. پس از بهبودي باز هم به جبهه برگشت تا روح و جانش را در محيط معنويت بار کربلاي جنوب، بيشتر زلال سازد.