مسعود پیش از شهادت خواب عجیبی دیده بود که، تعدادی از دوستان شهید او در آسمان نشسته‌اند و یک صندلی خالی کنارشان باقی مانده. مسعود به سمت‌شان می‌رود؛ اما آن‌ها فاصله می‌گیرند. با التماس می‌گوید، «من را هم ببرید!» شهید افتخاری‌پور صندلی خالی را نشان می‌دهد و می‌گوید، «این جایگاه توست، اما نه حالا! به زودی به ما ملحق می‌شوی!» این چنین در روزهایی پایانی جنگ، علیرضا نوید شهادت را به مسعود داده بود.