یکی از همرزمانش میگفت دائم الذکر بود و همیشه توی سنگرشون نماز جماعت بر قرار بود خیلی غبطه میخوردم به حال و هواشون و دوست داشتم منم توی سنگر اونا باشم .نوربالا میزد و دل منو که برده بود ،خلاصه باهر ترفندی که بود بالاخره باهش رفیق شدم و حتی یه سحر باهاش عقد اخوت خوندم . یادمه به پای سید محمد ترکش خورده بود ودرست نمیتونست راه بره ولی داوطلب برگردوندن شهدا از اون طرف خاکریز شد هر کاری کرد اجازه ندادم خوب یادمه برای اینکه منو قانع کنه حالش خوبه اسلحه ای رو که به عنوان عصا ازش استفاده میکرد انداخت اون طرف و به زحمت سعی میکرد صاف راه بره از شدت درد سرخ شده بود ولی سعی میکرد به روی خودش نیاره. سر انجام بعد از 9ماه حضور در جبهه آن بزرگ مرد آسمانی در تاریخ 11بهمن65در سن 16سالگی در شلمچه به همراه همکلاسی اش شهید بوجاریان به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد و پیکر مطهرش بعد از 10سال به وطن بازگشت. روحش شاد و یاد و راهش گرامی باد. 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹