با سن کم نان آور خانه یتیمان بود بعد از شهادتش دوستش بسته‌ای را که به امانت به او داده بود به ما داد. در این بسته تمام عکسهای خودش به همراه مبلغی پول برای هزینه‌های تشییع و تدفین خود و مبلغی پول برای کمک به نیازمندان گذاشته بود. زمانی که شهید شد با این که 17 سال بیشتر نداشت خیلی خانمها می‌آمدند و در مراسم تشییع پیکرش گریه و زاری می‌کردند. زمانی که من از آن‌ها علت را جویا شدم به من گفتند که شهید آشنا با این سن کم نان‌آور خانه ما بود و با خرجی که به ما می داد بچه های یتیم خود را سیر می‌کردیم .حتی در داخل آن بسته خرجی این افراد را  گذاشته بود که به آن‌ها بدهیم. قبل از اعزام به جبهه به او گفتم که نرو اما  غلامحسین گفت که دیر می‌شود، وقتی ندارم، شما را به حفظ حجاب سفارش می‌کنم، اعمال خود را برای رضای خدا انجام دهید و با خدا معامله کنید.