پدر شهید قبل از مطلع شدن از شهادت فرزندشان سه خواب دیده اند که به قرار زیر است. 1- من خواب پسرم را دیدم در خواب به من گفت که می خواهم از منطقه فرار کنم. گفتم چرا؟ گفت اینجا ماندن سخت است من می خواهم از اینجا فرار کنم. صبح آنروز به مادرش گفتم که فکر می کنم که به غلامحسین سخت می گذرد ولی مادرش گفت که نه به آنها سخت نمیگذرد بلکه شما اینطور فکر می کنید. 2- من در شهرستان بودم و برای تشیع جنازه مادر دامادم به آنجا رفته بودم شبی در خواب دیدم که مشغول بالا رفتن از یک کوه بسیار بلند هستم، نزدیک به نوک قله بودم ولی حالت عدم تعادل داشتم و به این طرف و آن طرف متمایل می شدم در این موقع چیزی در دست من بود به زمین افتاد و به ته دره پرتاب شد. در این موقع از خواب بیدار شدم و به مادر شهید گفتم فکر می کنم ما چیز گرانبهائی را از دست می‌دهیم. 3- روز بعد در خواب دیدم که یک عکس و یک نامه روی درب ورودی اطاق است. از هرکس می پرسیدم که این عکسها را چه کسی آورده است اطلاعی نداشتند، وقتی دقت کردم دیدم عکس نصفه است، هر چه دقت کردم نتوانستم صاحب عکس را بشناسم. صبح که از خواب بیدار شدم متوجه شدم که وضع تغییر کرده است و بعد مطلع شدم که پسرم شهید شده است