از همان دوران كودكی در جلسات مذهبی و قرائت قرآن شركت می جست و تا مرحله ای پیش رفت كه او را در محل به عنوان معلم اخلاق می شناختند و خانه او همواره كانون پرورش جوانان بود.فعالیتهای سیاسی اش را از سال 1354ش و با شناخت كامل رژیم پهلوی و شركت در جلسات مخفی و سیاسی شروع كرد. در دبیرستان كه بود، مطالبی علیه رژیم پهلوی بر روی كاغذ می نوشت و بر روی تابلوی اعلانات مدرسه نصب می كرد.
همچنین برای گروههای انقلابی باروت تهیه می كرد و شخصاً به آنها می داد. هرچند كه خود در كارهای فنی و اسلحه سازی تخصصی نداشت، اما هر چه را كه مورد نیاز آنها بود، تهیه می كرد. وی در بیشتر گروههای انقلابی نفوذ كرده بود. ولی با گروه توحیدی صف همكاری بیشتری داشت.
هر چند منافقان تلاش كردند كه او را به گروه خود جلب كنند، ولی او كه زندگی سیاسی و مذهبی اش توأمان بود، توانست با آنها مبارزه كند و از این امتحان سربلند بیرون آید. او در سازماندهی تظاهرات محلی و فرامحلی نقش بسیار مؤثری داشت و فعالیت خود را با افرادی، چون سردار رحیم صفوی ادامه داد و آنها خانه ای در جنوب اصفهان گرفتند و نیروها را در آنجا سازماندهی می كردند تا مردم را با مسایل سیاسی آگاه كنند و راهپیمای ها را برگزار نمایند. وی برای خودسازی و تقویت قوای جسمانی به همراه دوستانش به كوهنوردی طولانی مدت در كوههای شمال غربی خمینی شهر می رفتند.