الحقنی بالصالحین«یرتجی»
بعد از حسین، محمد رضا دائم میگفت مادر اجازه بده من هم وارد سپاه شوم قول میدهم جبهه نروم!حسن خانه عنق
نیمه شب هایی که مفهوم انتظار به خود گرفته! برادر شهدا بی تابی مادر در فراغ فرزندان را اینگونه بازگو می کند: زمانی که محمد رضا سربازی بود، معمولاً برگشتش به خانه زمان مشخصی نداشت. اغلب هم نیمههای شب میرسید و بنابراین آن زمان صدای زنگ و دَرِ، نیمه شب برای مادر معنای خاصی داشت. این رویه تا چند سال اول پس از شهادت محمد هم ادامه داشت و اگر کسی بدموقع به خانه ما میآمد مادر سراسیمه و حتی بدون حجاب خود را به در خانه میرساند. یکبار یکی از اقوام که از ابهر برای خدمت سربازی به تهران میآمد حدود ساعت 2 نیمه شب از راه رسید و زنگ خانه را زد. خواب بودیم، مادر از پشت پنجره صدا زد کیه؟ گفت منم محمد! مادر تا برسد جلوی در شاید بیش از 20 مرتبه به زمین افتاد.😭😭💔 تبریک روز مادر در خواب!👇👇 مادردل تنگی خود را با دیدن خواب از فرزندش تسکین می دهد و اینگونه می گوید: روز مادر بود و من بی تاب دیدن روی محمد رضا و شنیدن جمله  مادر روزت مبارک. در خواب دیدم محمدرضا با لباس سپاه به خانه آمده است. یک کادو و یک شانه تخم مرغ در دستش بود. به من داد و گفت: روزت مبارک!