پس از آنکه «عمر سعد» برای فشار بیشتر بر امام حسین(علیهالسلام) به «عمر بن حجاج زبیدی» دستور داد تا آب را بر اهلبیت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) ببندد، امام حسین(علیهالسلام) به برادر خود حضرت عباس دستور داد تا شبهنگام برای تهیه آب به شریعه فرات برود. نافع بن هلال نیز یکی از افرادی بود که همراه با حضرت عباس برای آوردن آب حرکت کرد.
عمرو بن حجاج، فرمانده نگهبانان شریعه، نافع را در تاریکی شب دید و از او پرسید: «تو کیستی؟».
او جواب داد: «نافع بن هلال هستم».
عمرو بن حجاج پرسید: «برای چه آمدهای؟».
نافع گفت: «آمدهام تا از این آبی که به روی ما بستهاید بنوشم».
عمرو بن حجاج گفت: «مانعی ندارد از این آب بنوش، گوارایت باشد».
در این لحظه نافع خطاب به عمرو بن حجاج گفت: «نه، به خدا سوگند در حالی که میبینی حسین و یارانش تشنهاند، قطرهای از این آب نخواهم نوشید».
بلافاصله پس از این گفتوگو قمر بنیهاشم و یارانش از راه رسیدند و نیروهای عمرو بن حجاج با آنان درگیر شدند، ولی پس از برداشتن آب و کنار زدن نگهبانان به سلامت به خیمهها بازگشتند.