عون وارد میدان شد و در حالی‌ که رجز می‌خواند، دلاورانه جنگید: اُقاتِلُ القَومَ بِقَلبٍ مُهتَدی أضرِبُکُم بِالصّارِمِ المُهَنَّدی أذُّبُ عَن سِبطِ النَّبِی أحمَدی حَتّی تَحیدوا عَن قِِتالِ سَیدی با قلبی هدایت یافته با دشمنان پیکار می‌کنم. از نواده پیامبر، حضرت احمد دفاع می‌کنم. شمشیر می‌زنم و با تیغی برّان و صیقل داده شده شما را می‌زنم تا زمانی که از قتال و ستیزه‌جویی با آقای من امام حسین (ع) کناره‌گیری کنید.