عون بعد از شهادت برادرش محمد، عازم میدان جهاد شده و در هنگام جنگیدن این رجز را میخواند:
ان تنکرونی فانا ابنجعفرشهید صدق فی الجنان ازهر
یطیر فیها بجناح اخضرکفی بهذا شرفا فی المحشر
«اگر مرا نمیشناسید، من پسر جعفرم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی است، پرواز میکند با بالهای سبز، از حیث شرافت برای من همین در محشر کافی است».
پس از رشادتهای چشمگیر عون و به هلاکت رسانیدن بیست و یک نفر از دشمن، شخصی به نام «عبدالله قُطبة الطائی» با شمشیر به او حمله کرد. با ضربه او، عون به شهادت رسید.