باید با تأمل و بصیرت بیاندیشیم که "ابوالفضل" یعنی چه و از چه زمانی و چرا ایشان را «پدر فضل و دانش» لقب دادند؟ آیا به خاطر همراهی با امام حسین علیه السلام در کربلا، علمداری، سقایت و شهادت بود؟! و حال آن که ایشان را از کودکی "ابوالفضل" می‌خواندند، چنان که حضرت زینب علیهاالسلام را از همان دوران امیرالمؤمنین علیه السلام، "عقیله" می‌خواندند. حضرت ابوالفضل، بنده‌ی خاص خدا و دست پرورده‌ی مولی الموحدین، در علم، دانش، حکمت، اخلاق و فضیلت بودند و از همان کودکی، اسوه‌ی توحید. روزی حضرت علی علیه السلام، عباس خرد سال را در کنار خود نشاند و به او گفت : بگو یک‌. عباس گفت‌: یک‌. امام فرمود‌: بگو دو . عباس از گفتن خودداری کرد. وقتی امام علت را جویا شد جواب داد : شرم می‌کنم با زبانی که خدا را به یگانگی خوانده‌ام‌، دو بگویم. حضرت ابوالفضل علیه السلام، ولایت شناس بود و بالتبع دشمن شناس – آن هم نه شناختی که صرفاً به تفسیر، تحلیل، درس، کتابت و به اصطلاح تئوری خلاصه شود؛ بلکه اوج معرفت، ایمان، اخلاص و مودت خود را در میدان عمل به ظهور رسانده و تجلی می‌دادند و همیشه به موقع، با بصیرت و با شجاعت، در صحنه‌های رویایی با دشمن حاضر بودند و به همین دلیل او را به رزمندگی بیشتر می‌شناسند. در جنگ صفین، با این که شاید نوجوانی 12 ساله بودند، در کنار پدر با لشکر معاویه، آن چنان می‌جنگید که همه خوف رویارویی با او را داشتند – در دوران ده‌ساله‌ی امامت حضرت امام حسن علیه السلام، علمدار جنگ نرم بودند، در دوران ده ساله‌ی امام حسین علیه السلام نیز همین‌طور  و بالاخره در کربلا؛ و می‌دانیم که ایشان در کربلا نیز فقط جنگ‌آوری شجاع نبودند، بلکه نمودهای درایت، بصیرت، ادب، اخلاق، شجاعت، ایثار و اخلاص ایشان، کمتر از علمداری یا سقایت نبود.