شهید کاظمینی به خدمت نظام وظیفه رفت و دوره چهارماهه آموزشی را در زاهدان و بقیه خدمت را در کرمانشاه، گیلانغرب و قصرشیرین به پایان رسانید و مجدداً در کارگاه فنی شروع به کار کرد و با دختردائی خود ازدواج کرد که ثمره این ازدواج دو پسر و دو دختر می باشد تا اینکه نهضت امام کم کم شروع و چون شهید در امور انقلاب و ترتیب دادن تظاهرات و پخش اعلامیه فعالیت های زیادی می نمود از طرف شهربانی و ساواک مورد تعقیب بود و مدتی مخفیانه زندگی می کرد تا اینکه انقلاب پیروز شد. ابتدا در بسیج فعالیت خود را شروع و سپس عضو نیمه ثابت سپاه شد و راهی جبهه های جنوب شد و در عملیات تنگه چزابه و فتح المبین و بیت المقدس شرکت و سپس راهی شهرضا و در ماموریت های سپاه فعالانه شرکت کرد و دوره مقدماتی و یک دوره تربیت مربی را در اصفهان گذرانید. سپس برای اینکه بیشتر بتواند به اسلام و رزمندگان کمک کند دست از کار کشید و به خاطر خداوند و اجرای احکام اسلام و جاری شدن آیات قران و عدالت و مبارزه با کفر از روی عقیده مخلصانه عضو ثابت سپاه شد و در چند عملیات مسئول دسته و پس از مدتی معاون گروههای رزمی مصاف با اینکه در عملیات تنگ چزابه به عنوان آرپیچی زن از ناحیه سر مجروح گردید.