پدر شهید می گوید: سید حیدر حسینی هستم. ۶۰ سال سن دارم. سال ۶۳ از افغانستان به ایران آمدم. شش فرزند دارم. سه دختر و سه پسر. مصطفی متولد ۱۵تیر ماه سال ۱۳۶۷است. از میان بچه‌ها مصطفی بسیار مهربان و مؤدب بود. برای من، مادر و خانواده احترام زیادی قائل بود. مصطفی کارت اقامت نداشت، اما در مدتی که در ایران زندگی می‌کرد هر کاری از دستش برمی‌آمد برای خانواده و کمک به خرج خانواده انجام می‌داد. کارگر ساختمان بود و کاشیکاری و سنگکاری ماهر. کمی بعد از زمانی که در ایران بود به خاطر نداشتن کارت اقامت از کشور بیرونش کردند. کمی بعد وقتی که می‌خواست از راه زاهدان وارد کشور شود ماشینشان بر اثر سرعت بیش از حد از محور جاده خارج شده و چپ می‌کند. مصطفی به کمک دوستش می‌رود همین که دوستش را از ماشین خارج می‌کند خودرو آتش می‌گیرد اما شدت انفجار مصطفی را پرتاب می‌کند و با اصابت سرش به سنگ به کما می‌رود و در بیمارستان زاهدان بستری می‌شود. وقتی به ما خبر تصادف را اطلاع دادند خودمان را به زاهدان رساندیم دیدن وضعیت مصطفی به ما اطمینان داد که او دیگر زنده نخواهد ماند.