اما محمد یکباره آمد و گفت: دیگر به مدرسه نمی روم.
- چرا؟
- چون در مدرسه اختلاط دخترها و پسرهاست.
و بعد از مدتی تصمیم گرفت برای تحصیل در علوم دینی وارد حوزه علمیه قم بشود و چنان استعدادی در فراگیری علوم دینی از خود نشان داد که استادش قسم می خورد از من بهتر تدریس می کند.
آیت الله مدنی (شهید مدنی) که به تازگی از تبعید برگشته بود، وقتی محمد را می بیند می گوید: انتظار ندارم در آینده بگویند محمد مبلغ زبردستی است. انتظار دارم در سطح جهانی مطرح باشد.
18 سالش بود در مدرسه حقانی درس می خواند. صبحها که مدرسه می رفت از مادرش می خواست تا برای دوستانش غذا تهیه کند. می گفت: دوستانم غریب هستند. خیلی مخفیانه حتی به دور از چشم خانواده وارد عرصه مبارزه شد. به همراه دوستان اعلامیه آقا که به دستش می رسید با تیتراژ بالا چاپ می کردند و می بردند در شهرستانهای دیگر توزیع می کردند