19 دی 56 بود. محمد و برادرش حسین که او هم طلبه بود و تعدادی از دوستانش در اطراف پل حجتیه تجمع کرده بودند. محمد بی قرار بود نمی توانست ببیند که امام مورد اهانت قرار گرفته است. درگیری زیاد شده بود. تیراندازی که شروع شد، تعدادی پراکنده شدند. محمد فریاد زد جهاد است، مقاومت کنید. با باتوم به جانش افتادند اما فرار کرد و بعد از درگیری بر اثر اصابت گلوله به قلبش جام شهادت را نوشید. به بیمارستان و پس از آن به تهران منتقل شد. پول تیر را می خواستند تا جنازه اش را تحویل دهند. آیت الله گلپایگانی پول را پرداخت و با تعدادی از دوستان جنازه را تحویل و در بهشت زهرا به خاک سپردند. او لذت مبارزه را چشیده بود وارزش شهادت را می دانست. در غوغای حیات کوتاهش، در مبارزه با ظلم و کفر غرق شده بود و صفای واقعی حیات را درک کرده بود.