✨شهیدی که چیزی از پیکرش باقی نماند جز دستهایش ✨شهیدی که چند یتیم را سرپرستی میکرد شهید علی امرایی تاریخ تولد: ۱۲ / ۱۰ / ۱۳۶۴ تاریخ شهادت: ۱ / ۴ / ۱۳۹۴ محل تولد: شهرستان ری مزار: تهران محل شهادت: درعا/ سوریه 🧕از زبان مادرش↓ تازه بعد از یک عمر زندگی با علی فهمیدم که درآمدهایش را کجا خرج میکرده و من که مادرش بودم نفهمیدم علی چه کار میکرد 🧔پدرش میگوید:↓ همان اولين روزهای شهادتش مقابل در ايستاده بودم كه ديدم يك پيرزن آمد و با ديدن اعلاميه علی خيلی تأسف خورد. بدون اينكه بداند پدر شهيد هستم با حالت خاصی از من پرسيد: ❓ اين جوان كی شهيد شد؟ پرسيدم: ✖️علی را از كجا مي‌شناسی؟ پيرزن شروع كرد به گريه كردن و گفت: زمستان دو سال پيش ما بخاری نداشتيم و از سرما به زحمت افتاده بوديم. نمي‌دانم شهيد از كجا فهميده بود بخاری نداريم كه يك بخاری برايمان خريد و به خانه‌مان آورد.» پس از شهادت فرزندم کم کم متوجه کارهای خیر او شدیم و حتی فهمیدیم او سرپرستی چند کودک را بر عهده داشته و از او به عنوان کم سن ترین خَـیّر تقدیر شده بود. ⬅️و به هیچکدام از ما چیزی نگفته بود. او بر اثر اصابت موشک به خودرو همانند حضرت علی اکبر (ع) اِرباً اربٰا شد و با زبان روزه به شهادت رسید🕊️