مریم امجد» در اکثر درگیریهای خرمشهر حضور داشت. کار تا جایی پیش میرود که شهید «حجت الاسلام شریف قنونی» به مریم میگوید: من صلاح نمیدانم شما به عنوان یک خانم، در درگیریهای مستقیم با عراقیها حضور داشته باشید و مریم در جواب میگوید: «دشمن به مملکت ما تعدی کرده و شهر مرا اشغال کرده است؛ من برای مملکت خود مبارزه میکنم.»، ولی مریم میماند و میجنگد و شاهد بسیاری از صحنههای جنگ از جمله صحنه به شهادت رسیدن این شیخ بوده است.
همسر شهید می گوید :
سیده مریم برای من نقل میکرد: شیخ شریف را عراقیها دستگیر کردند، وی را کتک میزدنند؛ ولی دست از حمایت از انقلاب و امام خمینی (ره) برنمی داشت و عراقیها با سرنیزه به جانش میافتند و بدن وی را قطعه قطعه میکنند و چشمهای وی را در میآورند و عراقیها میگویند: «ما یک خمینی را کشتیم». این ماجرای تلخ و ناگوار همیشه در ذهن وی باقی مانده بود؛ اما ندای انقلابی این روحانی مبارز را هرگز فراموش نمیکرد