خیلی آرام بود. در این مدت من هم کنار ایشان بودم و ترسی از مبتلا شدن نداشتم. دو روز قبل از شهادت ایشان، منشی مطبم که خادم افتخاری امام رضا (ع)است گفت که خواب دیده دکتر با لباسی نخودی در «باب الرضا» ایستاده است. به ایشان می گوید: «به علت بیماری حرم بسته است. شما تشریف ببرید و زمانی که حرم باز شد برای زیارت بیایید.» می گفت: «دکتر لبخندی زد و به سمت حرم رفت. درها باز شد و ایشان به سمت ضریح رفت.» حضرت زهرا (س) خادمانش را رد نمی کند و همسرم به اجرش به زیبایی رسید. کفنی که از کربلا خریده بود، بر پیکرش بسته شد. مهر و تسبیح تربتی که همیشه با آن نماز می خواند را داخل قبل گذاشتیم. آب زمزمی که در سفر حج تمتع در سال 1390 آورده بودیم را به همراه آب علقمه بر پیکرشان ریختم. انگشتری به خادمان امام حسین (ع) داده می شود که از سنگ قبر ایشان است که هفتاد سال آنجا بوده است. بعد از تعویض ضریح تکه های سنگ انگشتر شده که به خادمان می دهند و من نیز این هدیه متبرک را گرفته بودم. آن سنگ را کنار سرشان گذاشتم.