سید ظهیر مظفری» پسر شهید
پدر را بدرقه آخرت کرده و بعد از مراسم غریبانه تدفین، با همه بغض های مانده در گلو با اکیپ شبانه برای ضدعفونی کردن، وارد معابر و خیابان های شهر ساری می شود.
پدر؛ شهید مدافع سلامت و پسر هم برازنده عنوان مدافع سلامت.
ماجراهای دکتر بعد از ابتلا به بیماری کرونا از زبان پسرش شنیدنیاست:
«بعد از مثبت شدن تست کرونای پدرم پزشک معالج گفت باید استراحت کند. قرار شد ایشان را در بیمارستان بستری کنیم، اما دکتر همیشه غیرقابل پیش بینی بود. گفتم بیمارستان یحیی نژآد تخت ایزوله خالی دارد. گفت من خودم پزشکم. حال بد و خوبم را می فهمم. این بیمارستان دولتی است. من چرا یک تخت را اشغال کنم؟ داروها را که تهیه کردیم.لازمه درمان در این مرحله استراحت است و من در خانه استراحت می کنم، یک مریض بدحال روی تخت بیمارستان بخوابد. اگر حالم بد شد آن وقت به شما می گویم که مرا به بیمارستان ببرید.
چند روز خانه بود و تحت مراقبت، اوایل حالش خوب بود اما ریه هایش همراهی نکرد و او را در بیمارستان بستری کردیم. وقتی هم به بیمارستان رفتیم با آن حال و روزش مرتب تاکید می کرد و می گفت مبادا در رسیدگی بین من و بیماران عادی تفاوتی قائل شوند. من هم مثل مردم عادی هستم. اما جسم رنجورش تاب تحمل کرونا را نداشت و به لقاء الله پیوست.»