برادرم حدود هشت سال به‌عنوان بهیار در بیمارستان امام رضا (ع) در شهرمان مشغول فعالیت بود، البته در سال ۱۳۹۵، به‌طور غیرمنتظره به سرش زد که به سوریه برود، در حالی‌که سه فرزند داشت، می‌گفت؛ ما خانواده شهادتیم، برای دفاع از ناموسم باید بروم... خلاصه حاج مهدی با آمادگی بالای بدنی و ورزشی که داشت با وجود همه ممانعت‌ها راهی سوریه رفت و به مراد دلش رسید، بعد از آزادی خان‌طومان بسیارخوشحال بود و برایمان از دیدار با حاج قاسم سلیمانی می‌گفت که با حرفایش روحیه فراوانی به بچه‌ها می‌داد، پس از شهادت حاج قاسم، حاج مهدی به هم ریخت مداحی می‌کرد و می‌گفت راهش را ادامه خواهیم داد.