همه پزشکها زحمت میکشند و نمیخواهم بگویم که فقط همسر من بود که زحمت میکشید، اما ایشان زندگیاش را برای بیماران گذاشته بود، اگر از مردم آن شهر در موردش سوال کنید، کاملاً متوجه صحبت من میشوید. حتی خیلی وقتها میگفتم دکتر کمی به فکر زندگی خودت باش اما میگفت، ما به بیماران تعهد داریم.
همسرم آنقدر عاشقانه زمانش را در اختیار بیماران میگذاشت که همیشه خانواده گله داشتند، دکتر هیچ وقت در کنار ما نیست و همیشه به فکر بیمارانش است، ایشان خودش را به صورت کامل وقف بیماران کرده بود، حتی وقتی سرفههایش شروع شده بود، از او خواستم تا چند روزی را مرخصی بگیرد، اما به من گفت این حرف را نزن، در این شرایط وظیفهی ما بیشتر از قبل شده است و باید بیشتر به فکر مردم باشیم.