شنیدن مصیبت هایی که بر یکی از خانواده های شهدای مدافع سلامت رفته، طاقت هر شنونده ای را طاق می کند و اشکش را سرازیر.
مسئولان بیمارستان بقیة الله(عج) گفته بودند
اولین شهید مدافع سلامت تهران سال ها رزمنده بوده و تصورمان این بود که حتما همسرش خاطرات زیبایی از سال های جنگ دارد. قرار مصاحبه را که با پسر شهید هماهنگ کردم گفتم پس به مادر بگویید آلبوم عکس های قدیمی را دم دست بگذارند و آماده مصاحبه شوند، پسر شهید گفت:«متاسفانه مادرم از پدر کرونا گرفت و ایشان هم فوت کردند.من و خواهرم در خدمت شما هستیم.»
هر دو طرف خط سکوت شد. خودم را جمع و جور کردم و به زور بغضم را فروخوردم. گفتم تسلیت عرض می کنم، پس انشالله روز مصاحبه خدمت یکی دو نفر از اقوام درجه یک شما هم باشیم تا هر کدام خاطره ای از شهید داستانی و مادر مرحوم تان بگویند و... هنوز جمله ام تمام نشده بود، گفت:"خاله من هم از پدرم کرونا گرفت و ایشان هم فوت شدند. مادربزرگم هم از غصه شهادت داماد و از دست دادن دخترهایش دق کرد و مُرد.» باز هم سکوت کشدار...