هر شهید گمنامی که آوردند بدون استثنا من برای بدرقه‌اش می‌رفتم. یعنی هر مریضی یا مشکلی هم که داشتم باز هم می‌رفتم معراج شهدا. دعا می‌خواندم و گریه می‌کردم ولی در مورد بچه خودم می‌گفتم خدایا هر چه به صلاح توست. هر چند دلم می‌گفت فرزندم میان آن شهدای گمنام نیست ولی شهدای گمنام عملیات‌های رمضان برایم مهم‌تر بودند و بیشتر در موردشان دقت می‌کردم.