از طرف دیگر از یاد محرومین و مستضعفین غافل نبود و دست بسیاری از افراد را در خفا می گرفت روزی به سراغ مادرش آمد و شدیدا از او درخواست کرد که اجازه دهد به جبهه برود در ابتدا مادرش شدیدا مخالفت کرد و او به سراغ پدر رفت و پس از راضی کردن وی از پدرش خواست که او اجازه اش را از مادرش بگیرد که اینگونه شد می گفت : امام فرمود ما باید برویم جبهه فکر خون من از دیگران رنگین تر هست خصوصا روزی آنقدر ادله و برهان منطقی آورد که مادرش نیز حقا راضی گردید پس از رفتن به جبهه دیگر به مرخصی نیامد در همان بار اول در ماه مبارک رمضان در تیر ماه عملیاتی با نام رمضان در شلمچه انجام پذیرفت که وی در آن حضور داشت و با دهان روزه به شهادت رسید.