پس از كودتاي 28 مرداد 1332 و تغييرات همه جانبه در كشور، ارتش نيز دستخوش تغييرات زيادي شد كه از جمله آنها روي كار آمدن افسراني همچون تيمور بختيار، كيا، علوي مقدم و ... بود كه افرادي فاسد، متملق، چاپلوس، ‌سر سپرده و خود فروخته بودند و سرانجام، ‌با وجود برخورداري از همه‌گونه امكانات و امتيازات، ‌به ولي نعمت خود نيز خيانت كردند. وجود اين اشخاص، آزادي عمل آنان و آنچه از فساد و تباهي انجام مي‌دادند، براي افسر خوش نام،‌ پاك و درستي چون قرني قابل تحمل نبود. شغل حساس قرني ايجاب مي‌كرد تا وي بنا به مسئوليتي كه داشت، چهره حقيقي اين اشخاص را به شاه بنماياند و او را از آنچه اينان مي‌كردند، آگاه سازد. اما شاه كه خود با حمايت و پشتيباني اين افراد، در جريان كودتاي 28 مرداد به ايران بازگشته و مجدداً به سرير قدرت نشسته بود، طبيعتاً حاضر نبود استدلال قرني را بپذيرد؛ چه آن كه مي‌دانست اگر باز هم تخت سلطنت وي تهديد بشود، افرادي نظير بختيار و امثال وي ـ به خاطر منافع فردي خودشان ـ دوباره او را به قدرت باز خواهند‌ گرداند.