همان‌قَدَرکه‌ ز اهل زمانه مایوسم امیدوار به الطاف خسرو طوسم هنوز هم‌ که‌ هنوز است‌ مثل‌ کودکی‌ام تمام سال پُر از اشتیاق پابوسم حواس‌ او همه‌ جا‌ به‌ من‌ است‌؛ پس‌ غم‌ نیست اگر کسی نگذارد محل به افسوسم مرا صدا زده‌ آقا در این‌ شب‌ به‌ خصوص دلم‌ خوش‌ است‌که‌ از؛ زائرانِ‌ مَخصوصم من‌ و زیارت‌ِ او؛ خواب یا که بیدارم؟ غلام‌ این‌ همه‌ بخشندگیِ مَلمُوسم همین‌ که‌ در حرمش‌ شد‌صدای‌ من‌ آزاد چشید طعمِ اجابت؛ دعایِ محبوسم سگ‌ِ سیاهم‌ و خُدّام‌؛ جای سنگ زدن نموده‌اند نوازش به بال طاووسم اگر نفس‌ نکشم در هوای آبی صحن همان‌ صنوبر بیچاره‌ام‌ که‌ می‌پوسم مرا ز طعن زَراندوزها کُجا باکی‌ست؟ که‌ کاسه‌ لیسی‌‌ این‌ سُفره‌است‌ قاموسم به لطف او که اَمینُ‌اَلله ست دور شده گزند از سر دنیا و دین و ناموسم (در صحن و سرای آقای سریر ارتضاء حضرت علی‌ ابن موسی‌الرضا(ع) در شب زیارتی مخصوص ایشان نائب الزیاره و دعاگوی همه شما بزرگواران هستیم)