🌹 *من خوشحالم که ایرانی هستم* نه به خاطر کوروش ، که او رو درست نمی شناسم و حتی اگر استوانه صلحش را اولین سند حقوق‌ بشر بدانند، چون آخر هر قدر هم سعی کنم آنرا نمی‌توانم بخوانم، چه کنم املم و اعتمادی هم به مترجم های انگلیسی و یهودی خط میخی ندارم . ولی خمینی را که شناختم خوشحال شدم، چون هر چند بار که بخواهم، می توانم وصیت نامه اش را بخوانم و حقوق انسان را در آن بخوبی می بینم. خوشحالم که ایرانی‌ام، اما به نادرشاه افشار افتخار نمی‌کنم که خون هزاران نفر را به خاطر خاک و الماس به زمین ریخت. حتی اگر او در کنار ناپلئون از بزرگترین فرماندهان نظامی تاریخ لقب گرفته باشد. ولی بخاطر قاسم‌ سلیمانی بخودم میبالم که با آن لبخند مشهور و نگاه همیشه کم اعتنا به دوربینش، فرزندان ناپلئون را به بازی گرفته بود. من به کاخ سعدآباد نمی‌بالم که اگر بدرد بخور بود به درد سازنده اش میخورد و تا آخر عمرش در تیمارستان های آمریکا در به در نشود. به جماران افتخار میکنم که جذبه دیپلماتیکی نداشته اش دست و پای وزیر خارجه شوروی را سست کرده بود و به لکنت زبان انداخت. می گویند واقع‌ گرا باش، و من می گویم *توهم* آنست که بیاد قلمرو کوروش کبیر شب را صبح کنی و فروهر به گردن بیاندازی، تا حقارتی را که کدخدا در دلت انداخته فراموش کنی! *توهم* یعنی فکر کنی سازمان‌ملل برای احقاق حقوق ملتها تشکیل شده. *توهم* یعنی آنکه فکر کنی حقوق‌ بشر وجود خارجی دارد که فکر کنی مشکل آژانس‌ انرژی‌ اتمی با ایران ساختن بمب بوده. *توهم* آنست که بیندیشی دنیا قانونی عادلانه دارد. من هر چه از این واقع بین ها دیدم *توهم* بود. اما دیدم که با دست خالی و بدون سلاح های روز جهانی صدام را گور به گور کردیم، و دیدم که شن های طبس دلتافورس را دفن کرد. دیدم که مرگ بر شاه، شاه را کشت، دیدم که روز قدس اسرائیل را از پیروزی در جنگ شش روزه به شکست در جنگ بیست و دو روزه! و سی و سه روزه کشانده است. دیدم که فرزندان امام ره و امام خامنه ای پوزهٔ آمریکا را در عین الاسد بخاک مالیدند. به حسینیه امام خمینی افتخار می کنم که مردی از ذریهٔ زهرا س و حسین ع در آن خطبه می خواند که خطبه هایش شبیه جد و مولایش امام علی ع در نهج البلاغه و شبیه عمه اش زینب س است که کاخ فرعونیان زمانه را به لرزه می اندازد. من افتخار می‌کنم که ایرانی‌ام بخاطر آنکه رهبرم دیپلمات نیست، ولی انقلابی است و خودش هزینه داده پای انقلابی بودنش است. من افتخار میکنم رهبرم دفاع از مظلومان را از ترس ظالمان و منافقین روزگار ترک نکرده است. خدا را شکر که مسلمانم، شیعه ام، ایرانی ام، که در عصر روح الله متولد شدم و خدا را شکر که سرباز سید علی‌ام. سرباز جانباز راه حضرت حق شده ام. چه آرزو و افتخاری از این بالاتر وجود دارد. خدایا شکر ترا هر روز بجا می‌آورم و قدرشناس این لطف تو هستم. خداوندا عاقبتم را ختم به خیر و شهادت در رکاب امام زمان عج قرار بده. ان شاالله. آمین