وقتی‌که رسیدیم بالای سر سید صورتش کاملاً خونی شده بود تیری که به سرش اصابت کرده بود، تیر دو زمانه بود یعنی یک‌زمانی که شلیک‌شده بود عمل کرده و یک‌زمان هم موقع اصابت به سر چاشنی عمل کرده بود که با این اوضاع شدت تخریب خیلی زیاد بود. ناامیدی از زنده ماندن سید بهیار با یک چفیه سر سید را محکم بست تا برای رسیدن به بیمارستان به عقب برگردد؛ وضعیت سید طوری بود که حتی 10 درصد هم امید نداشتیم زنده بماند چون یک‌ذره از مغزش روی زمین افتاده بود و گودی سرش مشخص‌شده بود. با این اوصاف زنده ماندن سید دست خدا بود که با این وضعیت زخمی شدن، زنده بماند و می‌توان گفت که تمام این اتفاقات انگار به سید الهام شده بود که می‌خواهد برایش اتفاق بیفتد. نجفی اظهار داشت: سید نور خدا موسوی واقعاً یک انسان مؤمن به‌تمام‌معنا، شجاع و خوش‌اخلاق بود به‌طوری بود که تمام پرسنل یگان تکاوری لار همه از ویژگی اخلاقی آقا سید اطلاع کامل داشتند و او را با خاطر رفتار حسنه‌اش واقعاً دوست داشتند؛ من دو ماه بیشتر با سید خدمت نکردم اما ظرف همین دو ماه چنان غرق سجایای اخلاقی او شده بودم که واقعاً در طول مدت خدمت چنین شخصی با چنین روحیات و ویژگی اخلاقی ندیده بودم. سرانجام پس از سال‌ها جانبازی، بامداد شب رحلت پیامبر اکرم(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) این شهید زنده لرستانی به آسمان پر کشید و به هم‌رزمان شهیدش پیوست، حال خانه‌ای که نورِ خدا در آن پیچیده بود و نفس‌های پدر دلگرمی زهرا و محمد شده بود بی‌فروغ شد و فرزندانش با پیکر بی‌جان پدر خداحافظی کردند.