برادر خوبم باتمام زحماتی که برایت در طول زندگی داشتم، دیگر الان که تنها شدی هرگاه خواستی بر من گریه کنی به یاد آن لحظهای که حسین ابن علی(ع) دست به کمر گرفت بیفت و بر آن مصیبت گریه نما تا دلت آرام گیرد.
....خواهران خوبم از شما حلالیت میطلبم و خواهش میکنم که برایم خیلی دعا کنید و نگران نباشید از اینکه مرا از دست دادید، زیرا خود اهل بیت فرمودند: هرکس را که خدا دوست داشته باشد ابتدا عاشق حسینش مینماید، بعد به کربلا میبردش، بعد دیوانه حسینش میکند، بعد جانش را میستاند و بعد خود خدا، خون بهایش می شود. آیا مرگ بهتر از این سراغ دارید؟! پس جای نگرانی نیست. بزرگترین آرزویم شهادت و دیگری خاک کردن بدنم در یکی از حرمین شریفین بود و اکنون به یکی از آنها رسیدم ولی دومی دست شماست.
از تمام دوستان وآشنایان، طلب حلالیت نمایید تا من خیالم راحت شود.
اگر الان هم به شهادت رسیدم دستمزد آن بود که من زندگیم را به راه حسین دادم و او هم مرا خرید.
حرف کوتاه کنم......
ما که در این طرف حال میکنیم شما چرا گریانید. من به آرزویم رسیدم. راستی یک سفر امام رضا(ع) به جای من بروید. خیلی دلم تنگ امام رضاست.
ای پسر سبز قبای علی
بر تو بود جود عطای علی
همه شب نهادهام سر چو بر آستانت
که رقیب در نیاید به بهانه گدایی
اگر حسین ما نبود عشق این همه زیبا نبود
چیزی به نام عاشقی تو سینه ماها نبود.
یاعلی مدد