*امثال رضا امروز كم هستند ولی نایاب نیستند مادر شهید می گوید: هیچ مادری نمی تواند تحمل كند كه فرزنش را كه از شیره جانش را به او داده خاری در پایش فرو رود ، ولی رضا عاشق بود و كسیكه عاشق امام زمان (عج) باشد چطور می تواند به جبهه نرود ، مگر فرزندم از حضرت علی اصغر(ع )، امام حسین (ع) بالاتر بود ، حضرت رباب (س ) چطور طاقت آورد بچه شش ماهه اش ، جلوی تیر حرمله برود. رضا و دیگر شهدای دفاع مقدس را به راستی نمی توان با بچه های این زمان مقایسه كرد ، ولی با وجود كمیاب بودن ، نایاب هم نیستند وامكان دارد كه با كمی تفاوت از آن رزمندگان مانند همانها باشند ، من با رضا درد و دل می كردم و رضا راهنمای من بود. - وقتی از طرف مدرسه ما را خواستند ، گفتم شاید درسش افت كرده اما مدیرش گفت هركاری می خواهید انجام دهید بارضا مشورت كنید و یادم است با این حرف ، پدرش با خنده گفت، چطور می شود كه من با یك بچه 11 ساله مشورت كنم كه مدیرش پاسخ داد، من كه مدیر یك مدرسه هستم و 500 دانش آموز دارم ، وقتی مشكلی پیش می آید از رضا مشورت می گیرم. *خواب شهادت رضا را چند روز قبل از شهادتش دیدم: مادر می گوید : قبل از شهادت رضا به من الهام شده بود و خوابش را هم دیدم. دیدم رضا به خوابم آمد ، در حالی كه در آغوش پدرم بود و گفت مامان كنار پدر بزرگ هستم ، از خواب پریدم و یادم افتاد كه پدرم به رحمت خدا رفته است و در مرحله بعد خواب دیدم ، دو سجاده پهن است و من وقتی می خواهم نماز بخوانم نمی دانم كدام را انتخاب كنم یكی ، یك دسته گل سرخ داشت و دیگری چهره ای نورانی بر آن بود. -رضا در خواب به مادرمی گوید، روی سجاده ای نماز بخوان كه چهره دارد وقتی از خواب بیدار شدم یقین حاصل كردم كه فرزندم شهید شده و فردای آن روز خبر شهادت رضا به من رسید. مادر می گوید: بعضی وقتها خیلی زیاد دلم برای رضا تنگ می شود اما سریع به خوابم می آید و آرامم می كند و می گوید، هر جا باشی من هم هستم و لی این به این معنی نیست كه اگر الان بود او را به جبهه نمی فرستادم یا از صحنه مبارزه با دشمن دورش می كردم ، اتفاقا در زمان حاضر به دلیل اینكه فرهنگ غرب در ایران رواج دارد و گرفتار تهاجم فرهنگی هستیم حضور بچه های با ایمان ضروری تر است.