اللهم ارنی الطلعة الرشیده.... وقتش شده بیایی و درمان‌مان کنی فکری به جسم زخمی ایمان‌مان کنی ما را فراق روی تو نزدیک کفر کرد برگرد تا دوباره مسلمان‌مان کنی ما آبرو بریم به دردت نمی‌خوریم حق میدهیم از همه پنهان‌مان کنی تا کلب آستان تو بودن فضیلت است دیگر نیاز نیست که انسان‌مان کنی ابری شدیم و راه به گریه نبرده‌ایم داریم امید تا که تو باران‌مان کنی ما را کنون که تا حرم شاه راه نیست ای کاش تا که زائر سلطان‌مان کنی حالا که کاظمین نرفتیم کاش که ما را غبار راه خراسان‌مان کنی این روزها که پای سفره موسی‌ابن‌جعفریم در این عزا تو کاش که مهمان‌مان کنی امشب خودت گریز به کرب‌وبلا بزن تا که فدایی سیدِ عطشان‌مان کنی. (دعا بفرمایید)