دغدغه هایش برای اهالی محروم حاشیه شهر کم نبود، اما همیشه دلش می‌خواست باری از روی دوش انقلاب بردارد. مدام تلاش می‌کرد مردم را به سوی رهبری و آرمان‌های انقلاب هدایت کند. هم اعتقادش این بود و هم جملات مداومش که «اگر می‌خواهیم به امام زمان (عج) کمک کنیم، باید حاشیه شهر را آباد کنیم.» یعنی هم دنبال تأمین نیاز‌های دنیوی و معیشتی محرومان بود، هم محرومیت زدایی و هم نیاز‌های معنوی و اخروی آنان. شهید صادق دارایی تنها به دنبال تهیه بسته‌های غذایی نبود بلکه درپی بالابردن سطح سواد فرهنگی، سواد سیاسی، بصیرتی و اجتماعی مناطق محروم هم بود. گاهی به دنبال نخبه‌های دانش آموزی می‌گشت و شناسایی شان می‌کرد و با اهدای جوایزی دل محرومان را شاد می‌کرد و به دیگران انگیزه می‌داد؛ دغدغه‌هایی که همه مسئولان و ائمه جماعات باید بیاموزند و انجام بدهند. به این شکل هر طلبه و روحانی منشأ خیری خواهد شد برای محله خودش. از فعالیت‌های دلسوزانه و پیگیرانه اش یادم هست برای پیشرفت منطقه از هیچ کاری دریغ نمی‌کرد. یک بار به شهر دیگری سفر کرد تا با فرد نخبه‌ای دیدار کند که روشی برای اشتغال زایی اختراع کرده بود. شهید دارایی به شکل منحصربه فردی متواضع بود و به پایین‌تر از خودش به شدت احترام می‌گذاشت. به ویژه بیشترین احترام را برای سادات داشت. شیعه و سنی هم برایش تفاوتی نداشت و آن روحیه کمک و مهربانی را دربرخورد با همه رعایت می‌کرد. گاهی کار مذهبی می‌کرد، گاهی جشنی برای سرگرمی کودکان ترتیب می‌داد و زمانی کار عمرانی را پایه ریزی می‌کرد. از آنجا که چندین مسئولیت را در حاشیه شهر برعهده داشت، باعث شد اثرگذاری اش زیاد شود. برای جمع آوری کمک کاری به ارگان‌ها نداشت و خودش با خیران در ارتباط بود. اما سایتی به نام شفاف راه اندازی کرده بود که شهروندان از مراحل کار خیر خود باخبر باشند. به عقیده من شهادت آقا صادق اثرات خیر زیادی برای همه دارد که همگی بیاموزیم بدون احساس خستگی و خالصانه برای خدا و محرومان خدمت کنیم و توقع قدردانی نداشته باشیم.