مهمان ناخوانده از هر گوشه ناله و فغانی به گوش می‌رسد. فضای مهدیه مشهد پر شده است از مردم عزاداری که از هر گوشه این شهر برای وداع با او تا اینجا آمده‌اند تا شهیدشان را بدرقه کنند. کبوتر سفیدی، اما مهمان ناخوانده این مراسم باشکوه می‌شود. ناگاه میان موج جمعیت از راه می‌رسد و روی تابوت می‌نشیند. با هر تکان و فریادی بلند می‌شود، چرخی در هوا می‌زند و دوباره روی تابوت می‌نشیند تا او را تا لحظه آخر همراهی کند. در این لحظات سبک، چشم‌های مهربان او را به یاد می‌آورم که انگار از قلبش پیروی می‌کردند، به یاد لبخند‌های سپید او می‌افتم. هر کبوتری را که ببینم می‌دانم او در همین نزدیکی است.