عراقی یا لبنانی؟   اوایل، سید حسن نصرالله، سیدعباس موسوی را نمی شناخت. روزی به یکی از روحانیون می گوید می خواهم امام محمد باقر صدر را ببینم. آن روحانی به او می گوید: «امام محمد باقر صدر تحت مراقبت است. فقط یک نفر جرأت دارد تو را بیش ایشان ببرد و آن هم سید عباس موسوی است.»   به این ترتیب «سیدحسن نصرالله» با «سید عباس موسوی» آشنا می شود. اوایل، به علت تیرگی پوست سیدعباس، فکر میکند او عراقی است. اما بعد متوجه می شود که سید عباس هم، مثل او لبنانی است. سیدعباس، سیدحسن نصرالله را بعد از زیات حرم امام علی(ع) به نزد امام محمد باقر صدر می برد و به ایشان می گوید: «سیدحسن نصرالله می خواهد در اینجا زیر نظر شما آموزش ببیند و درس بخواند.»   امام محمد باقر صدر، مقداری پول به سیدعباس می دهد و به او می گوید که با این پول برای او عمامه و لباس روحانیت بخر و از امروز هم شما، استاد ایشان می شوید.