وصیتنامه:
بسم الله الرحمن الرحیم؛ به نام الله در هم کوبنده ظلم و ستمگری، وصیت خود را چنین اغاز میکنم: پدر مهربانم و مادر عزیزم! اگر خداوند بزرگ جهان شهادت نصیبم کرد و مرا به طرف خود به مهمانی دعوت کرد، هیچگونه برای من گریه نکنید.
همچنین از برادران و خواهران و سایر خویشان و دوستان {می خواهم}، گریه خود را برای فرزند عزیز حسین (علی اکبر) بکنند که بعد از او کسی از مردان هاشمی برای نگهداری مادر و خواهر و عمه اش و زینب باقی نمانده بود.
مادر عزیزم! حلالم کن. پدر عزیز و برادران و خواهرانم! خویشان و دوستانم! همگی حقوق خود را حلال بکنید. برادران رزمنده ام! به خصوص روح الله رجبی اگر شهید شدم، مرا به ده خود هر چه زودتر ببرید.
پروردگارا! تو را به جان پنج تن ال عبا مرا هم هر چه زودتر دوست و معشوق خود بدان و به طرف خود به مهمانی ابدی دعوت بکن. پروردگارا! من گنهکارم تو را به جان ابا عبدالله الحسین شهید کربلا مرا هم از سربازان امام زمان (عج) بدان. پرودگارا! تو را به جان علی ابن ابوطالب و محمد ابن عبدالله مرا هم یکی از این شهدای معشوق خود.
بدان. پروردگارا! من با تمام علاقه و محبت به طرف تو رو اوردم و تو هم با بزرگی خود مرا پشیمان مکن. (والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین امنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر) سوره مبارکه عصر والسلام.