خواهرم ۱۸ ساله بود که ازدواج کرد و خیلی جوان بود که شهید شد و بیشتر از ۱۸ ماه با همسرش زندگی نکرد. به یاد دارم که خواهرم دختری بسیار مومن و با ایمان بود. همیشه در نمازجمعه شرکت میکرد. دعای کمیل و نماز شب میخواند و آن را ترک نمیکرد. من هم تلاش کردم همیشه یادش را زنده نگه دارم و مسیر او را ادامه دهم. وقتی خواهرم به شهادت رسید، مادرم خیلی غصهدار و غمگین شد. هرگز منافقین را که مسبب این حادثه بودند، نبخشید. میگفت دخترم به ناحق از دست رفت.