شرح داستان ۳۰ خرداد سال 1360
را شاید بتوان اینگونه خلاصه کرد که با رأی مجلس اول به بیکفایتی سیاسی بنیصدر، سازمان منافقین به همراه دیگر گروههای مخالف جمهوری اسلامی که تا پیش از این ادبیاتی دیپلماتیک داشتند، با تجمع در شهرهای مختلف قصد ایجاد تشنج شدید در سراسر کشور را داشتند و این اتفاق در همزمانی نسبی با میتینگ جبهه ملی (۲۵ خرداد) در اعتراض به لایحه قصاص در میدان فردوسی رخ داد. در نتیجه این تحولات یک هفتهای ۱۶ نفر در تهران کشته و ۱۵۰ نفر زخمی شدند. جنگ شهری در شهرهای مختلف کشور از جمله اصفهان، تبریز، اراک، اهواز، بندرعباس و تعدادی دیگر از شهرها نیز به وقوع پیوست.
مرحوم هاشمی رفسنجانی با تشریح اتفاقات این روز مینویسد: «گروهکهای مجاهدین خلق و پیکار و رنجبران و اقلیت فدایی و ... تدارک وسیعی برای ایجاد آشوب و جلوگیری از کار مجلس دیده بودند و به نحوی اعلان مبارزه مسلحانه کردهاند. از ساعت چهار بعدازظهر به خیابانها ریختند و تخریب، قتل، غارت و آشوب را در تهران و بسیاری از شهرستانها آغاز کردند. کمکم نیروهای سپاه و کمیتهها و حزباللهیها به مقابله برخاستند. من در مجلس بودم. صدای تیراندازی از چندین نقطه شهر به گوش میرسید. خبر از جراحت و شهادت عدهای نیز میرسید. وی ادامه میدهد: جمعی از نمایندگان در دفتر من جمع شده بودند. نزدیک غروب، آقای زوارهای مسئول ستاد امنیت آمد و نوار ضبط شده از ارتباطات تلفنی مرکز فرماندهی مجاهدین خلق با رابطهای آشوب خیابانی را آورد که برنامه وسیع تخریب و آشوب آنها را مشخص میکرد. اوایل شب، آشوبگران شکست خوردند و متفرق شدند، بدون اینکه کار مهمی از پیش ببرند؛ به جز تخریب چند ماشین و مرگ و جرح چند نفر از طرفین. شب را در مجلس ماندم».