ثمره ازدواج من دو دختر به نام های «ریحانه» و «محیا» است که «ریحانه» هنگام شهادت پدر هشت و نیم ساله و و دختر کوچکم سه سال و نیم بود. همسرم هفته ای دو مرتبه در منزل جلسه قرآن برگزار می کرد و نکات ابتدایی یادگیری قرآن را به دخترانمان آموزش می داد. بچه ها در همان دوران کودکی قرآن را در رفتار و عمل پدر آموختند. بعد از شهادت همسرم یکی دو سال حال خوبی نداشتم و ضربه روحی شدیدی خوردم. این اتفاق برای ما بسیار دردناک بود اما بعد از دو سال بچه ها را در کلاس های دارالقرآن ثبت نام کردم و آموزش آنها ادامه دارد.
شهادت همسرم برای ما خیلی سخت بود. برای بازگشت ایشان شاد بودیم و خودمان را آماده می کردیم اما این اتفاق بسیار دردناک رخ داد و ما را شوکه کرد. شهید سعیدی زاده جزو مفقودین و آخرین شهدایی بود که پس از شش ماه شناسایی شد بنابراین روزهای بسیار سختی را پشت سر گذاشتیم اما امروز با توکل به خدا راه شهید را ادامه می دهیم و امیدوارم فرزندانم با تأسی از پدر، سیره قرآنی ایشان را در زندگی شان پیاده کنند.