یکی از آرزوهایش شهادت بود، گاهی می گفت: من اگر می توانستم حتما مدافع حرم می شدم و به سوریه می رفتم. دوست داشت مدافع حرم شود ، و برای شهدای مدافع حرم ارزش خاصی قائل بود و همیشه رشادتهای این شهدا را تحسین می کرد. یکبار دامادشان شهید را در خواب می بیند از او می پرسد که تو کجایی؟ می گوید من سوریه هستم. مگر نمی بینی در سوریه چه خبر است.