اما واژه‌ای که همسرش برای وجه دیپلماتیک او انتخاب می‌کند، «سرباز» است؛ سرباز رهبری: در تمام این سفرها، ذره‌ای تغییر در اعتقاد و عبادت او مشاهده نکردم. همانی بود که بود. جز اینکه تاکیدش در سفرهای خارجی و ماموریت‌های برون مرزی بر نماز جماعت خانوادگی و نماز شب بیشتر می‌شد. و صدای محزون و گرم همسرش را به یاد می‌آورد، آن‌گاه که در برنامه‌های ثابت مراسم دعای کمیل، هر شب جمعه در سفارت یا همراه با ایرانی‌ها، دعا می‌خواند. «دیپلمات انقلابی» را حبیبه به کار می‌برد، آن‌جایی که می‌گوید: تمام تلاش پدرم این بود که در یک کشور خارجی، تصویری از انقلاب باشد. می‌گوید: اسلام واقعی را رفتار ما معرفی می‌کند. این تاکید پدرم بود، و باور همین موضوع بود که تلاش می‌کرد بیانات رهبری را در تمام کارهایش پیاده کند. و همین نگاه بود که ترجمه کتاب شیعه در اسلام علامه طباطبایی را به مردم اسلوونی هدیه کرد. و همین نگاه بود که باعث سختگیری آقای سفیر در برابر بیت‌المال می‌شد و اتفاقا همین نگاه بود که اگر نیاز می‌شد، از فرزند آشپز سفارتخانه هم پوزش می‌خواست.