حبیبه می‌گوید: ما فقط دلتنگ حضور فیزیکی پدر هستیم، والا حتی یک لحظه هم فکر نمی‌کنیم پدر کنار ما نیست؛ حضور مهربانانه و حامیانه او را همه جا احساس می‌کنیم. و حضور مهربانانه را گره می‌زند به مواضع قاطع رهبری: حضرت آقا از همان ابتدا، هم همدردی کردند، هم پیام‌های قاطع دادند و هم جنایت این خائنان را با پیام‌های صریح به گوش همه رساندند. اگر این مواضع نبود، قطعا آل سعود، جنازه‌های شهدا را هم به ایران نمی‌داد. آقای سفیر حتی بعد از شهادت هم رسم هدیه دادنش را ادامه می‌دهد: مرور و مرور پیام‌های تلگرامی پدر به اعضای خانواده، دل‌خوشی مادرم شده بود، اما همین دلخوشی کوچک با یک اشتباه، حذف شد و هر چه تلاش کردیم، هیچ کدام از آن خاطره‌ها بازنگشت. دلتنگی‌ها اوج می‌گیرید و مادر درخواست هدیه می‌کند: روز زن بود که اعلام کردند برخی از وسایل شهدای منا پیدا شده و به خانواده‌ها تحویل می‌دهند. جالب اینجاست که در آن فاجعه، چندتایی هم گوشی موبایل سالم مانده بود که یکی، گوشی پدرم بود؛ با تمام خاطرات و پیام‌ها. اینجا همه به حضور پدر «یقین» دارند؛ وَلاَتَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتَا بَلْ أَحْیَآءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُون....