بنده سخت اعتقاد داشتم که پیکرش را به ایران بیاوریم. معتقد بودم که بچه هایش کوچک هستند و میخواهند سر خاک پدرشان بروند اما خانمش گفت: «بابا؛ عمار به من گفته که من را نیاورید. میخواهم همین جا باشم و با رسو ل الله(ص) محشور بشوم. » در تنگنای عجیبی گرفتار شده بودم و دست آخر با خودم گفتم باید ببینم فتوا ی علما چیست؟ حوالی ظهر به دفتر حضرت آقا(مقام معظم رهبری) زنگ زدم، گفتم که عمار را پیدا کردیم. تکلیف انتقال پیکر یا ماندنش در مکه چیست؟ فتوای حضرت آقا این بود که چون احتمال دارد جنازه متلاشی بشود و هتک حرمت به جنازه شود. بهتر است نبش قبر نشود. من هم دیدم خودش دلش میخواهد بماند، مادرش میخواهد، خانمش هم میخواهد آنجا باشد، فتوا هم گفته بهتر است آنجا بماند، بنابر این ما هم خلاف خواسته عمار عمل نکردیم و پیکرش در کنار 39 شهید غریب و مظلوم فاجعه منا در «مقبره الشهدای مکه » به یادگار ماند.